ناخنگیر پیدا شده


زنم رفته حموم

اون موهاش زود به زود چرب میشه

میگه از پوست و مو شانس نیاورده

چه میدونم

منم نشستم دارم صدای خوردن اون ابها به کف حموم رو گوش میدم

یکی از صداهای محبوبمه

خوبیش اینه که خیسم نمیشم

قطع شد

لامصب

از اون صداهاس که یهو قطع میشه

پووف

چنار


تلفن  زدم به پیتزا فروشی نزدیک خونم

پیتزا سفارش دادم

یه کم نوشابه از قبل توی یخچال مونده بود

اونقدر که بشه باهاش یه پیتزا رو

تا تهش خورد

ولی باز یه قوطی نوشابه  سفارش دادم

دلم نخواس اون یارو پیتزائیه

فک کنه منم یکی از اونائی شدم که نوشابه خوردن رو گذاشتن کنار

یا کم کردن

لعنتی ها

تعدادشون  هر روز داره بیشتر میشه


مجوز بازی


یه مگس رو میشه با یه دست گرفت

روی هوا

دست رو تا فاصبه نزدیکش اروم بیاری

یه مکث کوچیک

بعد یهو دستت رو میبری سمتش

در حالیکه انگشتات رو داری جمع میکنی

مثل حالتی که میخوای دستت رو مشتش کنی

با یکم تمرین

میشه اون مگس رو گرفت

یا

از این راحتتر

با دوتا دستات

دو طرف مگس

بعد یهو تق

یه حرکت سریع

البته اون مکث کوچیک قبل اون حرکت سریع  رو

اینجا هم نباید فراموش کرد

تنها شانس یه مگس اینه که توی اون مکث

بپره

بدون اون مکث هم شانس ادم  واسه کشتنشون کم میشه

بهرحال

اون مکثه

بخش مهمی از اون بازیه

قبل اون حرکت سریع

اگه نبود؟

اوه پسر

اگه اون مکث ها نبودن

هم مگس ها فرصتی واسه فرار نداشتن

هم شانس ما کمتر میشد

عجب چیز مزخرفی شد


مجموعه شعر مهدی اشرفی


یه روز تعطیله  دیگه داره تموم میشه

یه روز تعطیله  دیگه داره تموم میشه

ولی واسه اون یارو

که داره شامش رو میخوره

مهم نیس

یه روز تعطیل دیگه داره تموم میشه

لعنتی

پس واسه اون یارو چی میهمه

یه چیز دیگه؟

هان؟

یه چیز دیگه؟