مامان ساموئل


یه یاروئی رو  میشناختم

که   عاشق تخمه ها بود

یه بار بهم  گفت

وقتی تخمه میخوره انگار

مزه هرچی که دوس داره         میاد توی دهنش

تا حالا همچین چیزی رو بهم نگفته بود

نمی دونم

باید بهش میگفنم      تو برو

من اینجا میمونم

اون لعنتی ها رو معطل میکنم

تو فرار کن      تا دیر نشده

ولی خب نگفتم

مثل یه احمق فقط نگاش کردم

اه    لعنتی

من یه متخصص بودم همیشه توی

مثل یه احمق نگاه کردن


برای    رضا پیشرو


باور کن برادر

یه چیزی هس توی دنیا که اسمش

سرعت تموم شدن شیرینی خامه ای های  توی یخچاله

اون لعنتی

یکی از اون سرعت های واقعا  بالاست     توی دنیا

اینطوری نگام نکن

می دونم  الان هیچکی باور نمیکنه

ولی

بالاخره یه روز       کشفش میکنن

اونوقت همه می فهمن

تقصیر من  نبود

تقصیر تو نبود

تقصیر هیچکدوم ما  نبود این همه سال

که اون شیرینی خامه ای ها ی توی یخچال

اینقد زود تموم میشدن

اه