تربیت بدنی
اووه پسر
امروز لای یکی از اون مسابقات تعریف کردن
خاطرات دوران دبیرستان گیر کردم یهو
همه چی معمولی بود
داشتیم درباره فوتبال حرف میزدیم
یهو یکی از بچه ها
یاد یکی از اون خاطرات دبیرستانمون افتاد
من که یادم نمیامد
ولی بقیه انگار یادشون بود
بعد یه مسابقه درست و حسابی راه افتاد
توی تعریف کردن اون خاطرات احمقانه
از کلاسای دبیرستان
هرکی یه چیزی میگفت
بعد همه میزدن زیر خنده
مونده بودم اون وسط چه غلطی بکنم
چند بار زور زدم بحث رو بکشونم به فوتبال باز
ولی اون لعنتی ها
حسابی داشتن حال میکردن
اونقدر که هوس کردم یه زور بزنم
منم یه چیزی یادم بیاد تعریف کنم
ولی جلوی خودم رو گرفتم
بعد گوشی تلفونم رو برداشتم
یه بازیه هست که توی هر مرحله باید یه توپ رو از وسط یه سری
حلقه طلائی رد کنی
خیلی وقته
گیر کردم توی مرحله هشتم
یک گاو در اسمان