برادر زن سوفیا لورن
اووه عزیزم
دلم یه حادثه غیر مترقبه میخواد چقد
یکی از اون زلزله های گنده مثلا
از اونا که وقتی میاد
هی تعداد تلفات میره بالا توی اون خبرگذاری ها
یه شب
وقتی من میام خونه
از سر کار
مثل همیشه سریال ببینیم با هم
چیپس بخوریم
با کلی حرف راجع به دوس داشتن همدیگه
بعد ساعت 11 شه
تو بگی دیگه وقت خوابه
بریم بخوابیم
تا فردا سختت نباشه
6 صبح از خواب پا شی بری سر کار
هرچند هیچ وقت بهت نگفتم
من اگه 9 شب هم بخوابم سختمه 6 صبح پا شم برم سر کار
با اینکه این همه عاشقتم
اه
بعد بریم مسواک بزنیم و دستشوئی اخر شبمون رو کنیم
مثل همیشه اول تو
بعد من
بریم زیر پتو هامون
تازه چشمون که گرم شد
زلزله بیاد
سقف خراب شه روی سرمون
ولی زنده بمونیم
به طرز معجزه اسائی
ولی نمیشه لامصب
میفهمی عزیزم
یا جز اونائی میشیم که مردن
یا جز اونائی که زنده موندن
لامصب
نمیشه فقط
یا ما دوتا بمیریم
یا فقط ما دوتا زنده بمونیم
یک گاو در اسمان