دست میکنی جیب شلوارت

قبلش نشستی

دست کردن توی جیب عقب یه شلوار

وقتی نشستی

همیشه کار سختی بوده

ولی چاره ای نیس

حوصلت سر رفته

پول های توی کیف رو در میاری

مثل همیشه زیاد نیس

البته تو هم ادم پر توقعی نبودی هیچ وقت

مرتبشون می کنی

اسکناس ها رو

اینطوری حس بهتری داری

بهرحال

تو هم مثل بقیه

دنبال حس های خوب میگردی

بعد فکر میکنی

اگه همین الان یکی ازت بپرسه

چی میتونم بذارم توی گوشم جز انگشتهام

تا چیزی نشنوم چی میتونی بگی

جز   پنبه

امروز یکی ازم همچین سوالی پرسید

منم گفتم

پنبه

فکر کنم جواب خیلی تکراری ای بود

چون اون ادم اصلا هیجان زدن نشد

نگام کرد

حوصله نداشت

کاش یه چیز دیگه گفته بودم 

حالا هرچی

جز پنبه

اه

لعنت به هرچی پنبست